محمد رضا لاهورى
72
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى )
قوله : پس اشارتهاى اسرارت دهد * [ بار بردارد ز تو كارت دهد ] يعنى ، اشارت بر دو قسم است : اشارت ظاهر در اطور شريعت ؛ و اشارت باطن در اسرار حقيقت . چون اولين را كارفرمايى ، در حلقهء تحقيق درآيى . قوله : [ حاملى محمول گرداند ترا ] * قابلى مقبول گرداند ترا يعنى ، از پايهء شاگردى به رتبهء استادى رساند و مريد را شيخ كامل گرداند . قوله : [ سعىِ شكر نعمتش قدرت بوَد ] * جبر تو انكار آن نعمت بوَد يعنى ، اسباب ما به التكليف در تو موجود ساخته ، آواز : « لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها » « 1 » به گوش تو درانداخته . و نيز فرموده : « لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى . » « 2 » اگر به فرمودهء او كار نكنى ، انكار كرده باشى نعمت حق را . قوله : شكر نعمت « 3 » قدرتت افزون كند * [ . . . ] اشارت است به آيهء : « لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ . » « 4 » قوله : [ . . . ] * كفر « 5 » نعمت از كفت بيرون كند زيرا كه از اعتقاد جز در عمل كامل شوى . قوله : هان مخسپ اى جبرىِ بىاعتبار * جز به زير آن درخت ميوهدار خفتن در زير درخت ميوهدار ، نه عبارت از ترك عبادت است ، بلكه دفع ثقل رياضت شاقه و تلذّذ از ثمرات آن . چنانچه بيت لاحق به اين معنى ناطق است . پس در زير درخت ميوهدار هركه اقامت گرفت ، او را راحت در بيدارى باشد نه در خواب . لهذا امر كردن به خسبيدن در زير [ درخت ] ميوهدار [ است ] كه آنجا خواب نبرد ؛ فافهم .
--> ( 1 ) البقرة ( 2 ) آيهء 286 : « خدا هيچكس را جز بهاندازهء طاقتش مكلّف نمىكند . » ( 2 ) النّجم ( 53 ) آيهء 39 : « و اينكه : براى مردم پاداشى جز آنچه خود كردهاند نيست . » ( 3 ) در نسخهء ق : قدرت . ( 4 ) ابراهيم ( 14 ) آيهء 7 : « اگر مرا سپاس گوييد ، بر نعمت شما مىافزايم . » ( 5 ) در نسخهء ق : جبر .